روایت مادر سپیده دختر جوانی که عروس موقت مردهای مسن میشود

10868

دخترم همواره با رویاهای خودش زندگی می کرد و آرزوهای بی پایانی داشت. از همان دوران نوجوانی به دنبال شهرت بود. همه تلاشش را به کار می گرفت تا زنی سرشناس باشد و برای رسیدن به این آرزویش دست به هر کاری می زد اما متاسفانه مسیر اشتباهی را رفت …

این مادر دل شکسته در حالی که بیان می کرد، دیگر نمی توانم بیشتر از این شاهد نابودی دخترم باشم، درباره سرگذشت دخترش به روانشناس ما اینگونه گفت


همسرم کارمند یکی از مراکز اقتصادی بود و درآمد خوبی داشت من هم خانه دار بودم و همه تلاشم را برای تربیت دو دختر و یک پسرم به کار می گرفتم. هیچ وقت نیاز مالی نداشتیم و به همین دلیل فرزندانم در کمال آرامش و در محیطی آرام و بدون دغدغه به تحصیل می پرداختند. خلاصه دختر و پسر بزرگ ترم بعد از گذراندن تحصیلات عالیه ازدواج کردند و به دنبال زندگی خودشان رفتند و اکنون نیز زندگی راحت و خوبی دارند اما در این میان دختر کوچکم با رویاها و آرزوهایش زندگی می کرد. او از همان دوران نوجوانی قصد داشت هنرپیشه معروف و مشهوری شود که همه او را با انگشت به یکدیگر نشان بدهند. او همواره در افکار خودش غرق بود و برای رسیدن به آرزوهایش دست به هر کاری می زد تا زنی سرشناس شود.

- Advertisement -

دوست داشت همه به او توجه کنن

همه دیوارهای اتاقش را با پوسترها و تصاویر هنرپیشگان معروف سینما و تلویزیون پوشانده بود و از خودنمایی لذت می برد به طوری که دوست داشت همه به او توجه کنند.  خلاصه سپیده هم با این افکارش در رشته حقوق وارد دانشگاه شد و همه ما را خوشحال کرد اما هنوز یک سال از تحصیلش در دانشگاه نمی گذشت که متوجه شدیم با جوانی به نام «آرین» آشنا شده و قصد دارد با او ازدواج کند

فصل جدید زندگی دخترم و ازدواج سپیده با آرین

همه اعضای خانواده مخالف این ازدواج بودند، چرا که احساس می کردیم «آرین» به خاطر وضعیت مالی همسرم قصد ازدواج با سپیده را دارد. با وجود این، گوش دخترم بدهکار این حرف ها نبود. او عاشق آرین شده بود و اصرار به این ازدواج داشت چرا که آرین با چرب زبانی به دخترم قول داده بود که او را به همه آرزوهایش می رساند. بالاخره با وجود همه مخالفت ها سپیده و آرین با هم ازدواج کردند. این گونه بود که دخترم با ترک تحصیل، اولین مسیر اشتباه زندگی اش را انتخاب کرد. او وارد زندگی مشترک شده بود و ادعا می کرد نمی تواند همزمان با خانه داری به تحصیل در دانشگاه هم ادامه بدهد

آرین دخترم را بدبخت کرد

بخاطر وضع مالی خوبی که داشتیم و ثروت زیاد آرین با زیرکی مدام دخترم را مجبور می کرد تا از پدرش مبالغ هنگفتی را به بهانه های مختلف بدهکاری یا مسافرت های خارجی دریافت کند. این شگرد او به جایی رسید که سپیده را برای گرفتن ارثیه پدری نیز تحریک کرد. ما هم به خاطر زندگی و آرامش روحی دخترمان همه خواسته هایش را برآورده می کردیم .

اما قسمت غمناک ماجرا روزی بود که دخترم با چشمانی گریان به منزل ما آمد و گفت: فهمیده است آرین از مدتی قبل با زن جوان دیگری ارتباط دارد و اکنون نیز با همان زن به ترکیه گریخته و مرا نیز به طور غیابی طلاق داده است

از آن روز به بعد روحیه حساس دخترم به هم ریخت و به زنی افسرده تبدیل شد به گونه ای که همیشه خودش را در اتاق زندانی می کرد و جز برای صرف غذا بیرون نمی آمد. او که تازه فهمیده بود در انتخاب همسر اشتباه کرده است، بسیار زجر می کشید

بعد از مدتی او با زن مطلقه ای که در یکی از واحدهای آپارتمانی مجتمع سکونت داشت ارتباط برقرار کرده بود و مدام به منزل او رفت و آمد داشت و باهم به پارتی میرفتند و بعضی شب ها میگفت با او هست به خانه نمی آمد . ما هم از این که دخترمان از تنهایی خودش بیرون آمده است خوشحال بودیم اما متاسفانه چند ماه بعد فهمیدم که آن زن رفتار غیرمتعارفی دارد و تاکنون چندین بار به عقد موقت مردان مسن و پولدار درآمده است

بدبختانه بعد از چند ماه متوجه شدیم دخترمان راه او را پیش گرفته و دوست دختر یا عروس موقت مردان مسن و پولدار میشود و به مواد مخدر هم کشیده شده است . پدر سپیده از غصه او دارد دق میکند و حالا میخواهیم او را بستری کنیم شاید بتوانیم موفق شویم اعتیادش را ترک کند و زندگی جدیدی شروع کند

1 نظر

  1. دستت درد نکنه عزیزم بااین راهنما ی امید است ازین هم شفاف تصویر
    قشنگ لخت برای ماروانه کنید
    موفق باشید زنده گی بدون عشق ارزش ندارد ❤❤❤❤❤✋

نظر دهید

لطفا نظر خود را بدهید !
نام خود را وارد کنید