به خاطر سخت گیری همسرم ملیحه تن به ازدواج موقت دادم

1688

همسرم درباره من سخت گیری های زیادی می کرد.مدتی با این وضعیت کنار آمدم اما رفتار ملیحه غیرقابل تحمل بود و وقتی که درباره علت این همه بدبینی و شک و تردید تحقیقاتی انجام دادم متوجه شدم مشکل به ۱۰ سال قبل از ازدواج ما، یعنی زمان مرگ پدر ملیحه برمی گردد

graphicstock.com

ماجرا از این قرار است که مادر همسرم، پس از مرگ پدر ملیحه، یک تنه مسئولیت زندگی را برعهده گرفت و تمام تلاش خود را به کار بست تا بچه هایش نیازمند کسی نباشند.

پیشنهاد رابطه مخفی

اما یکی از بستگان نزدیک آن ها پس از مدتی به مادر ملیحه پیشنهاد رابطه مخفیانه داد.

- Advertisement -

این فرد زمانی که با مخالفت شدید و برخورد قهرآمیز مادر همسرم مواجه شد اقدام به آوردن عکس ها و فیلم های مستهجن به خانه آن ها کرد و مزاحمت های زیادی را برای این خانواده به وجود آورد.

مرد جوان افزود: این مسئله در کنار اشتباهاتی که برادر ملیحه در حق همسرش مرتکب شد که به جدایی آن ها انجامید.

احساس شک و تردید نسبت به مردان را در فکر و ذهن شریک زندگی ام تشدید کرد و باعث شد همسرم به باوری اشتباه برای حفظ زندگی مان مرا زیر ذره بین بدبینی قرار دهد.

او آن قدر عذابم داد که در کنارش احساس غربت می کردم

او آن قدر عذابم داد که در کنارش احساس غربت می کردم و واقعا دنبال راه و چاره ای می گشتم تا این که در یک میهمانی خانوادگی، پسرعمویم متوجه جر و بحث های من و ملیحه شد.

او وقتی فهمید چه مشکلی دارم گفت تو نادان هستی که خودت را اسیر چنین زنی کرده ای.

متاسفانه با شنیدن این حرف ها جوگیر شدم و به پیشنهاد پسرعمویم تن به ازدواج موقت با زنی به نام مینا دادم که زمینه اعتیاد من به کریستال را خیلی حیله گرانه فراهم کرد و به همین سادگی به دام موادمخدر افتادم.

حدود ۸ ماه گذشت و من که از کرده خود پشیمان شده ام تصمیم گرفتم رابطه ام را با این زن قطع کنم و به دنبال ترک اعتیاد بیفتم اما او تهدیدم می کند که از روابطمان تصویربرداری کرده است و اگر رهایش کنم آبرویم را به باد خواهد داد

نظر دهید

لطفا نظر خود را بدهید !
نام خود را وارد کنید